ترجمه "precinct" به فارسی
حد, حوزه, مرز بهترین ترجمه های "precinct" به فارسی هستند.
precinct
noun
دستور زبان
(chiefly in the plural) An enclosed space having defined limits, normally marked by walls. [..]
-
حد
noun -
حوزه
nounvoting district
First day on the precinct, I get that.
توي اولين روز در اون حوزه اين رو گرفتم.
-
مرز
noun
-
ترجمه های کمتر
- بخش
- محدوده
- حوالی
- ناحیه
- پرگیر
- چهاردیواری
- حومه
- کوی
- محله
- محیط
- (اندیشه و غیره) قلمرو
- (انگلیس - معمولا جمع) حیاط کلیسا
- (انگلیس) بخشی از شهر که در آن اتومبیل راه نمی دهند
- (جمع) اطراف و جوانب
- (معمولا جمع) فضای میان دو دیوار یا ساختمان : محوطه
- (کلانتری - انتخابات) حوزه
- محوطه ی اطراف کلیسا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " precinct " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Precinct
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Precinct" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Precinct در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن