ترجمه "precisely" به فارسی
دقیقا, درست, موشکافانه بهترین ترجمه های "precisely" به فارسی هستند.
precisely
adverb
دستور زبان
(manner) In a precise manner; exactly. [..]
-
دقیقا
The hot waterbottle was filled and placed precisely two feet from the bottom of thecot.
شیشه آب گرم پر شد و دقیقا در شصت سانتیمتری انتهای تخت قرار گرفت.
-
درست
adjectiveOf what precise species this sea monster was, is not mentioned.
اینکه این غول دریایی درست از چه نوعی بوده ذکر نشده است.
-
موشکافانه
-
ترجمه های کمتر
- (پاسخ مثبت) بلی
- با دقت
- درست است
- مو به مو
- همانطور است که می فرمایید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " precisely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "precisely" با ترجمه به فارسی
-
(با هواپیما یا موشک) بمباران دقیق · بمباران نقاط دقیقا مشخص (در برابر: بمباران منطقه ای area bombing)
-
آدم دقیق · درست · دقیق · روشن · زیاده از حد دقیق · صحیح · صریح · قاطع · مو به مو · موشکاف · وسواسی · کامل
-
درستی · دقت · دقت یا موشکافی زیاد · صحت · صراحت
-
موشک نقطه زن
-
بمب هدایتشونده
-
رده بندی دقت داده ها
-
مهندسی ابزار دقیق
-
حدودمجاز احتمال خطر نمونه گیری دقت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن