ترجمه "precociousness" به فارسی
پیشرسی, رشد نابهنگام, رشد پیش از موعدطبیعی بهترین ترجمه های "precociousness" به فارسی هستند.
precociousness
noun
دستور زبان
The condition of being precocious; precocity [..]
-
پیشرسی
-
رشد نابهنگام
-
رشد پیش از موعدطبیعی
-
زور رسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " precociousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "precociousness" با ترجمه به فارسی
-
بطور زود رس ی پیشرس · نا بهنگام · پیش از موعدطبیعی · پیش از وقت
-
(نوزاد پرنده) پیشرس (در برابر: دیررس altricial)
-
(به ویژه کودک) پیشرفته تر از سن خود · استثنایی · زود شکوف · وابسته به پیش رسی · پیش رس · پیش رسانه · پیشرس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن