ترجمه "pregnancy" به فارسی

آبستنی, بارداری, حاملگی بهترین ترجمه های "pregnancy" به فارسی هستند.

pregnancy noun دستور زبان

(countable) The condition of being pregnant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبستنی

    noun

    condition of being pregnant

    One day I asked her if she felt any symptoms of pregnancy.

    یک مرتبه از او پرسیدم که آیا علایم آبستنی را احساس نمیکند؟

  • بارداری

    noun

    condition

    Couples opting for a natural pregnancy must submit to a thorough genetic screening.

    زوج هایی که بارداری طبیعی رو انتخاب می کنن باید یه غربالگری ژنتیکی کامل بشن.

  • حاملگی

    noun

    condition

    If you're pregnant, take care of your pregnancy.

    اگر شما باردار هستید، مراقب حاملگی تان باشید.

  • ترجمه های کمتر

    • بارداري
    • یگلماح
    • باروری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pregnancy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pregnancy
+ اضافه کردن

"Pregnancy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pregnancy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pregnancy"

عباراتی شبیه به "pregnancy" با ترجمه به فارسی

  • بارداری
  • آبستني برونزهداني · آبستني شكمي · آبستني لولهاي · آبستنی برونرحمی · حاملگی برونرحمی
  • دوره بارداری · طول بارداري · طول مدت آبستني
  • آبستني برونزهداني · آبستني شكمي · آبستني لولهاي · آبستنی برونرحمی · حاملگی برونرحمی
  • اِكلامپسي · توکسمی آبستنی · زهرخونی آبستنی
  • آمیزش جنسی پس از زایمان
  • آزمایش حاملگی
  • عوارض آبستنی · مشكلات آبستني
اضافه کردن

ترجمه های "pregnancy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه