ترجمه "prehension" به فارسی
قبض, مصادره, گرفتگری بهترین ترجمه های "prehension" به فارسی هستند.
prehension
noun
دستور زبان
the act of grasping or gripping something, especially with the hands [..]
-
قبض
noun -
مصادره
noun -
گرفتگری
-
ترجمه های کمتر
- ضبط
- فهم
- درک
- (با دست یا دم) گرفتن و نگهداشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prehension " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prehension" با ترجمه به فارسی
-
گیر کننده · گیرنده دارای قوه قبض
اضافه کردن مثال
اضافه کردن