ترجمه "prelate" به فارسی

اسقف, اسقف اعظم, مطران بهترین ترجمه های "prelate" به فارسی هستند.

prelate verb noun دستور زبان

A clergyman of high rank and authority, having jurisdiction over an area or a group of people; normally a bishop. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسقف

    noun

    A clergyman of high rank and authority, having jurisdiction over an area or a group of people; normally a bishop.

    I might be the undoing of some poor prelate yet.

    شاید بتوانم یک اسقف پیر را از راه بدر کنم.

  • اسقف اعظم

    high-ranking member of the clergy

    I went back to the Prelate and told her what had happened.

    من پيش اسقف اعظم برگشتم وآنچه که اتفاق افتاد به اون گفتم

  • مطران

  • ترجمه های کمتر

    • پیشوا
    • شیخ
    • سرپرست
    • اسقف بزرگ
    • رئیس روحانی
    • کشیش ارشد
    • کشیش اعظم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prelate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prelate proper

A village in Saskatchewan, Canada.

+ اضافه کردن

"Prelate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prelate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "prelate" با ترجمه به فارسی

  • اسقفی · طرفداری از متران ها · مترانی
  • در زیر حکومت اسقفان و مترانها در اوردن
اضافه کردن

ترجمه های "prelate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه