ترجمه "premonition" به فارسی
اخطار, خبر, تحذي بهترین ترجمه های "premonition" به فارسی هستند.
premonition
noun
دستور زبان
A clairvoyant or clairaudient experience, such as a dream, which resonates with some event in the future. [..]
-
اخطار
nounI was suddenly on edge, the premonition making me anxious.
ناگهان روی لبهی پرتگاه بودم، این اخطار مرا مضطرب کرد یک بار دیگر به هدف زده بود.
-
خبر
noun -
تحذي
A strong intuition that something is about to happen.
-
ترجمه های کمتر
- تحذیر
- دلشوره
- دلهره
- (به دل) برات شدن
- فکر قبلی
- پیش آگاهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " premonition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Premonition
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Premonition" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Premonition در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن