ترجمه "preponderate" به فارسی
(از نظر مقدار یا تعداد یا قدرت یا اثر یا اهمیت) برتر بودن, (ترازو و غیره - هنگام وزن کردن) چربیدن, (نادر) سنگین تر بودن بهترین ترجمه های "preponderate" به فارسی هستند.
preponderate
verb
دستور زبان
(transitive) To outweigh; to overpower by weight; to exceed in weight; to overbalance. [..]
-
(از نظر مقدار یا تعداد یا قدرت یا اثر یا اهمیت) برتر بودن
-
(ترازو و غیره - هنگام وزن کردن) چربیدن
-
(نادر) سنگین تر بودن
-
ترجمه های کمتر
- اکثریت داشتن
- غالب بودن
- فزونی داشتن
- مهمتربودن از
- پیشی جستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preponderate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "preponderate" با ترجمه به فارسی
-
برتر · برترین · برجسته · دارای مزیت · غالب · فائق
-
افزونی · برتری · تسلط · تفوق · درجه شیوع · سنگین تری · غلبه · فضیلت · مزیت
-
(از نظر وزن یا تعداد یا اهمیت یا قدرت) اولی · برتر · برترین · برجسته · دارای اکثریت · دارای مزیت · عمده · غالب · فائق · مهمترین · چیر · چیره · کثیرتر
-
افزونی · برتری · تسلط · تفوق · درجه شیوع · سنگین تری · غلبه · فضیلت · مزیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن