ترجمه "preposterously" به فارسی
بطور غیر طبیعی, بطور مهمل, بطور نا معقول بهترین ترجمه های "preposterously" به فارسی هستند.
preposterously
adverb
دستور زبان
In a preposterous manner. [..]
-
بطور غیر طبیعی
-
بطور مهمل
-
بطور نا معقول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preposterously " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "preposterously" با ترجمه به فارسی
-
(در اصل) معکوس · (غیر طبیعی یا غیر منطقی و لذا) تمسخر انگیز · احمقانه · افتضاح · خنده آور · عبث · عقب جلو · مزخرف · مسخره آمیز · مضحک · نامعقول · ناپسند · وارونه · پس و پیش · پوچ · چرند · یاوه
-
مهملی · نا معقولی
-
(در اصل) معکوس · (غیر طبیعی یا غیر منطقی و لذا) تمسخر انگیز · احمقانه · افتضاح · خنده آور · عبث · عقب جلو · مزخرف · مسخره آمیز · مضحک · نامعقول · ناپسند · وارونه · پس و پیش · پوچ · چرند · یاوه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن