ترجمه "presager" به فارسی
پیشگو, رسول, خبر اورنده بهترین ترجمه های "presager" به فارسی هستند.
presager
noun
دستور زبان
One who, or that which, presages; a foreteller; a foreboder. [..]
-
پیشگو
-
رسول
noun -
خبر اورنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " presager " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "presager" با ترجمه به فارسی
-
حاکی از فال بد · شوم · مشئوم · نا خجسته · نحس
-
(از وقوع چیزی) خبر دادن · (معمولا از چیز بد) پیش آگاهی دادن · احساس درونی · بدیمن بودن · برات شدن (به دل) · حاکی بودن · حاکی بودن (از) · خبر بد · خبردار شدن شست · دلالت داشتن · شگون · شگون بد داشتن · شگون داشتن · علامت · فال · فال بد · قبلا اعلام کردن · نشانه · نشانه بودن · نشانه ی رویداد آینده · پیش آگاهی · پیشنما · پیشنمایی · پیشگویی · یمن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن