ترجمه "prescient" به فارسی

با خبراز اینده, غیب دان, پیش دان بهترین ترجمه های "prescient" به فارسی هستند.

prescient adjective دستور زبان

Having knowledge of events before they take place; possessing or exhibiting prescience. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • با خبراز اینده

  • غیب دان

  • پیش دان

  • پیشگویانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prescient " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prescient" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prescient" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه