ترجمه "primate" به فارسی

شیطنت کردن, نخستی, شیطنت بهترین ترجمه های "primate" به فارسی هستند.

primate noun دستور زبان

(zoology) A mammal of the order Primates , including simians and prosimians. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیطنت کردن

    verb
  • نخستی

  • شیطنت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شیخ
    • میمون
    • سالار
    • سرمطران
    • نخستیها
    • پیشوا
    • مهتر
    • سرپرست
    • (جانور شناسی) نخستی (راسته ی نخستیان : Primates که انسان و گوریل ومیمون هم جزو آن هستند)
    • (نادر) آدم برجسته یاارشد
    • اسقف اعظم
    • اسقف بزرگ
    • رئیس روحانی
    • کردن
    • کشیش ارشد
    • کشیش اعظم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " primate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Primate
+ اضافه کردن

"Primate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Primate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "primate"

عباراتی شبیه به "primate" با ترجمه به فارسی

  • شامپانزدهها · لمورها · موشهاي پوزهدار درختي · نخستیان · پریماتها · پستانداران بزرگتر · پستانداران نخستین پایه
اضافه کردن

ترجمه های "primate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه