ترجمه "priming" به فارسی

(بمب و غیره) چاشنی گذاری, (رنگ) آستر کردن, آستر بهترین ترجمه های "priming" به فارسی هستند.

priming noun verb دستور زبان

(psychology) The implicit memory effect in which exposure to a stimulus influences response to a subsequent stimulus. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (بمب و غیره) چاشنی گذاری

  • (رنگ) آستر کردن

  • آستر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بتونه
    • بتونه کاری
    • فیوز
    • ماده ای که در بتونه کاری یا آستر کردن به کار می رود
    • چاشنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " priming " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "priming" با ترجمه به فارسی

  • فهرست نخستوزیران ایران پس از مشروطه
  • صدر اعظم · صدراعظم
  • هزینه ی اولیه · هزینه ی بنیادی (مزد کارگر و قیمت مواد اولیه ی کالا بدون احتساب هزینه ی سرمایه و کرایه و برق و آب و غیره)
  • شاخص حساسیت
  • برات معتبر
  • نصف النهار درجه ی صفر · نصف النهار گرینویچ · نصفالنهار مبدأ
  • فهرست نخستوزیران ایران پس از مشروطه
  • (فلسفه ی ارسطو) محرک اولی · (مکانیک) نیروی محرک · علت العلل · علت اولیه · محرک اصلی · نخست جنباور(یعنی خداوند) · نیروزا (مانند توربین) · نیروی جنباور
اضافه کردن

ترجمه های "priming" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه