ترجمه "primordially" به فارسی
بطور بدوی یا اصلی ترجمه "primordially" به فارسی است.
primordially
adverb
دستور زبان
In a primordial manner [..]
-
بطور بدوی یا اصلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " primordially " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "primordially" با ترجمه به فارسی
-
اصالت · اصلیت · بدویت · قدمت بسیار
-
سیاهچاله های نخستین
-
(زیست شناسی) نخستی · آغاز دیسی · آغازین · ازلی · اساسی · اصل نخستین · اصلی · اولیه · باستانی · بسیار قدیمی · جهان آغازین · جهانزادی (رجوع شود به primeval primitive) · خاستگاهی · غیر ناشی از چیز دیگر · نازاده · نافراگردی · پیشین
-
هسته دیرینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن