ترجمه "principality" به فارسی
امیرنشین, شاهزادهنشین, اختیارات و مقام امیر بهترین ترجمه های "principality" به فارسی هستند.
principality
noun
دستور زبان
A region or sovereign nation headed by a prince or princess. [..]
-
امیرنشین
-
شاهزادهنشین
monarchical feudatory or a sovereign state, ruled or reigned over by a monarch with the title of prince
-
اختیارات و مقام امیر
-
ترجمه های کمتر
- شاهزاده-نشین
- قلمرو امیر
- قلمرو پرنس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " principality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Principality
proper
دستور زبان
Wales [..]
-
شاهزاده-نشین
عباراتی شبیه به "principality" با ترجمه به فارسی
-
تحلیل مؤلفههای اصلی
-
اميرنشين ليختناشتاين
-
جمهوري دموكراتيك سائوتوم و پرنسيپ · سائوتوم و پرنسیپ · سانتوم و پرنسيپ · پرنسیپ
-
(مساحی) خط شمالی - جنوبی · خط اصلی
-
اميرنشين موناكو
-
عدد کوانتومی اصلی
-
اميرنشين موناكو · موناکو
-
جمهوري دموكراتيك سائوتوم و پرنسيپ · سائوتوم و پرنسیپ · سانتوم و پرنسيپ · پرنسیپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن