ترجمه "print" به فارسی

چاپ کردن, چاپ, اثر بهترین ترجمه های "print" به فارسی هستند.

print adjective verb noun دستور زبان

(uncountable) Books and other material created by printing presses, considered collectively or as a medium. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چاپ کردن

    verb

    to produce a copy of a text or image on a surface, especially by machine [..]

    I'm going to print them and send them back to you.

    من اونا رو چاپ کرده و مجدد براتون می فرستم.

  • چاپ

    noun

    Give us material, and we'll print you a newspaper.

    مطالبی به ما بدین تا روزنامهای برایتون چاپ کنیم.

  • اثر

    noun

    Just find something and make it look like something that looks like a print.

    فقط يه چيزي توش پيدا کنيد که بتونيم بگيم اثر انگشت بوده.

  • ترجمه های کمتر

    • رد
    • جا
    • نقش
    • چیت
    • پوستر
    • باسمه
    • نشان
    • قالب
    • چیتی
    • (عکس را از فیلم منفی) ظاهر کردن
    • (مخفف : fingerprint) اثر انگشت 1
    • (هر چیز که از خود نشان یا اثر بگذارد) مهر
    • (پارچه یا جامه) قلمکار
    • (کامپیوتر- معمولا با: out - از طریق چاپگر اطلاعات بیرون دادن) برون چاپ کردن
    • از چیت
    • استامپ زدن
    • با حروف بزرگ دست نویس کردن 3
    • باسمه زدن 0
    • بسته
    • به یاد سپردن 5
    • تصویر چاپی (به ویژه از آثار هنری و نقاشی)
    • حروف چاپی
    • در حافظه جای دادن
    • در مغز نقش کردن
    • رجوع شود به footprint
    • رجوع شود به newsprint
    • شیشه ی منفی عکس 4
    • عکس چاپی
    • عکسی که از فیلم سینمایی اخذ شده
    • مهر کردن
    • هر چیز مهر شده و بسته بندی شده
    • هر چیز چاپ شده
    • پس چاپ کردن
    • چاپ كردن
    • چاپ کردن (روی کاغذ عکاسی)
    • چاپ کردن 2
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " print " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Print
+ اضافه کردن

"Print" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Print در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "print"

عباراتی شبیه به "print" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "print" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه