ترجمه "prior" به فارسی

قبلی, ارجح, اولی بهترین ترجمه های "prior" به فارسی هستند.

prior adjective adverb noun دستور زبان

Of that which comes before, in advance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قبلی

    Prior learning of the alphabet is very helpful.

    آموزش قبلی الفبا خیلی کمک میکند.

  • ارجح

  • اولی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • اسبق
    • قدامی
    • (از نظر زمان یا ترتیب) پیشین
    • (کلیسای بزرگ) معاون کشیش
    • از قبل
    • از پیش
    • بزرگ دیر
    • رئیس صومعه
    • سزیده تر
    • مهمتر
    • پیر دیر
    • پیش آیند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prior " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prior

Prior (Stargate)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اولی، قبلی

عباراتی شبیه به "prior" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prior" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه