ترجمه "priory" به فارسی

صومعه, دیر بهترین ترجمه های "priory" به فارسی هستند.

priory noun دستور زبان

A monastery or convent governed by a prior or prioress. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صومعه

    noun

    As head of this priory, I request that all of you leave.

    ، به عنوان سرپرست این صومعه از همه تون درخواست میکنم از اینجا برید

  • دیر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " priory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Priory
+ اضافه کردن

"Priory" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Priory در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "priory" با ترجمه به فارسی

  • دیر صهیون
  • (استدلال) از علت به معلول · از کلیات به جزئیات · استدلال پیش سوی · بدون بررسی یا آزمایش قبلی · تئوری و نظری (در مقابل تجربی و عملی) · قیاسی
  • انی و لمی
  • از راه قیاس · اولویت · باب پی کردن بردن از علت به معلول · قیاسی
اضافه کردن

ترجمه های "priory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه