ترجمه "pristine" به فارسی

ازلی, ناب, پیشدادی بهترین ترجمه های "pristine" به فارسی هستند.

pristine adjective دستور زبان

Unspoiled; still with its original purity; uncorrupted or unsullied [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازلی

    is to create a discussion about what we have that is pristine on the planet

    ایجاد بحثی درباره این است که آنچه روی زمین داریم ازلی است

  • ناب

    adjective
  • پیشدادی

  • ترجمه های کمتر

    • آغازین
    • پیشین
    • اصلی
    • بسیار کهن
    • بی غل و غش
    • دست نخورده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pristine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pristine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه