ترجمه "private" به فارسی
سرباز, خصوصی, محرمانه بهترین ترجمه های "private" به فارسی هستند.
Belonging to, concerning, or accessible only to an individual person or a specific group. [..]
-
سرباز
nounrank
Sergeant scott had a consensual relationship with private metz.
گروهبان اِسکات يه رابطه مبتني بر. رضايتِ دو طرف با سرباز متز داشته
-
خصوصی
Pertaining to an item that is only visible to the owner.
They had little private jokes of their own which, unintelligible to the outsider, amused them enormously.
شوخیهای کوچک خصوصی داشتند که چون برای من که خارجی بودم مفهوم نمیشد سخت سرگرمشان میساخت.
-
محرمانه
There are three underpinnings of working in space privately.
سه زیربند در مورد کار محرمانه در فضا وجود دارد
-
ترجمه های کمتر
- خاص
- شخصی
- اختصاصی
- نهان
- فردی
- خودمانی
- دنج
- نهانی
- نهانجوی
- تکی
- (جمع) اعضای تناسلی (private parts هم می گویند) 0
- انزوا طلب
- خلوت گرای
- دارای شغل شخصی (غیر دولتی و غیره)
- دور از انظار
- سرباز وظیفه
- سرباز وظیفه 1
- محرم وار
- وابسته به خواص
- کنار افتاده
- گوشه گیر
- یک نفری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " private " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A status message displayed when the caller ID of an incoming call is blocked. [..]
-
خصوصی
I would prefer to speak to you in private.
من ترجیح می دادم که به طور خصوصی با شما سخن بگویم.
عباراتی شبیه به "private" با ترجمه به فارسی
-
خصوصی سازی کوپنی
-
دانشگاه خصوصی
-
شرکت خصوصی، سهامی خاص
-
خصوصی سازی
-
بازرس خصوصی
-
سهامی خاص
-
تحقیق خصوصی · پژوهش خصوصی
-
بنگاههای اقتصادی خصوصی · شرکتهاي خصوصی