ترجمه "prize" به فارسی

جایزه, انعام, مغتنم شمردن بهترین ترجمه های "prize" به فارسی هستند.

prize adjective verb noun دستور زبان

That which is taken from another; something captured; a thing seized by force, stratagem, or superior power. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جایزه

    noun

    something you can win

    Either you or I will get the first prize.

    یا من یا تو جایزه اول را برنده خواهیم شد.

  • انعام

    noun
  • مغتنم شمردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • پاداش
    • غنیمت
    • غارت
    • عالی
    • نفیس
    • ارزانه
    • جنگاورد
    • دیلم
    • شادیانه
    • مژدگانی
    • ناورد
    • همداوی
    • غنائم
    • تاراج
    • پشتک
    • چپاول
    • استخر
    • آرمان
    • برگزیده
    • (به زور اهرم یا دیلم) باز کردن
    • (در اصل) عمل گرفتن یا تسخیر کردن
    • (شکستن و) در آوردن
    • (قدیمی) مسابقه
    • (مجازی) هدف
    • (مهجور) قیمت کردن
    • (وسیله ی کندن یا به زور گشودن چیزی) اهرم
    • احترام گذاشتن به
    • ارجمند شمردن
    • ارزش زیاد قائل شدن
    • ارزش سنجی کردن
    • استفاده نامشروع
    • بزرگ داشتن
    • بها گذاری کردن
    • دریافت کننده یا برنده ی جایزه
    • سزاوار جایزه
    • غنیمت جنگی
    • قدر دانستن
    • لایق دانستن
    • محترم داشتن
    • چیزی که به زور گرفته شده (به ویژه کشتی دشمن و محتویات آن)
    • کوله پشتی
    • گرامی داشتن
    • گرانبها شمردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prize " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prize" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prize" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه