ترجمه "pro" به فارسی

طرفدار, موافق, حرفه ای بهترین ترجمه های "pro" به فارسی هستند.

pro adjective noun adverb adposition دستور زبان

an advantage of something, especially when contrasted with its disadvantages (cons). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طرفدار

    adjective

    She has a French accent, she must be pro-affair.

    او لهجه فرانسوی دارد. باید طرفدار رابطه نامشروع باشد.

  • موافق

    adjective

    Agents of the Crown joined forces with pro-treaty Fenians to arrange this murder.

    مامورين پادشاه با ايرلندي هاي موافق پيمان متحد شدن ، تا اين قتل رو برنامه ريزي کنن.

  • حرفه ای

    adverb

    I'll leave all the politics and bureaucracy to the pros.

    تمام سیاستها و کاغذبازی ها رو برای حرفه ای میذارم.

  • ترجمه های کمتر

    • مثبت
    • هوادار
    • پرسابقه
    • جنده
    • برای
    • (مخفف : professional)
    • دهنده ی رای موافق
    • رای موافق
    • شخص موافق
    • له (در برابر: علیه con)
    • مخفف : اداره ی روابط عمومی
    • پیشه کار
    • کارمند اداره ی روابط عمومی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pro
+ اضافه کردن

"Pro" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pro در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

PRO noun symbol دستور زبان

Pressure retarded osmosis. [..]

+ اضافه کردن

"PRO" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PRO در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "pro" با ترجمه به فارسی

  • طرفدار نیروی کار (مثل اتحادیه های کارگری)
  • ادوب پریمایر پرو
  • (لاتین) برای وطن · در راه میهن
  • گروکشی
  • مخالف سقط جنین
  • (حقوق) حکم دادن علیه یک مدعی که در دادگاه غیبت داشته یا در انجام مراسم قانونی قصور کرده است
  • ضمیرانداز
  • ازطرف · به جای · به سوی جلو · به نیابت [procathedral] · به پیش · جلو · در عوض · فرا - [produce] · قبلی [prognosis] · له [prolabor] · موافق · همرای · هوادار · پرو · پیش [proclivity] · پیشوند: (از نظر جا یا زمان) پیش
اضافه کردن

ترجمه های "pro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه