ترجمه "production" به فارسی
تولید, محصول, ساخت بهترین ترجمه های "production" به فارسی هستند.
an occasion or activity made more complicated than necessary [..]
-
تولید
nounact of creating goods or services
The company develops new products every other month.
شرکت یک ماه در میان محصول جدید تولید می کنه
-
محصول
nounWe need some more information about that product.
ما باید درباره ی این محصول دقیقا اطلاع داشته باشیم
-
ساخت
And now the production of the hydrogen bomb will be accomplished.
و الان ساخت بمب هيدروژني به انجام خواهد رسيد
-
ترجمه های کمتر
- توليد
- تولیدی
- فرآوری
- حاصل
- فراورده
- ديلوت
- فراورش
- فرورد
- فرورده
- فروردی
- فروردین
- (اقتصاد) تولید کالا و خدمات
- اثر (هنری یا ادبی)
- اثر سینمایی (یا تئاتری و غیره)
- دست ساخت
- وابسته به تولید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " production " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
تولید
nounThe company develops new products every other month.
شرکت یک ماه در میان محصول جدید تولید می کنه
-
صنایع
-
تولید- محصول
Production of a subsequent crop from roots of a harvested crop
تولید محصول بعدی از ریشه محصول دروشده
عباراتی شبیه به "production" با ترجمه به فارسی
-
توليد لبنيات · تولید شیر
-
تولید مستمر
-
اشتغال مولد
-
سيلوكردن (فراوره)
-
فضای ضرب داخلی
-
فراوردههاي نو · فراوردههای جدید