ترجمه "profanation" به فارسی
کفر, بدزبانی, کفرگویی بهترین ترجمه های "profanation" به فارسی هستند.
profanation
noun
دستور زبان
desecration, blasphemous behaviour, or the act of profaning [..]
-
کفر
nounI will not sit still for profanity in my house.
من تحمل نمي کنم بخواي زير سقف اين خونه کفر بگي
-
بدزبانی
noun -
کفرگویی
-
ترجمه های کمتر
- بی ارج سازی
- بی حرمتی
- بی ورج سازی
- توهین به مقدسات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " profanation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "profanation"
عباراتی شبیه به "profanation" با ترجمه به فارسی
-
(چیز خوبی را) به کار بدی زدن · آدم بد دهن · بلااثر کردن · بی حرمتی کردن · بی حرمتی کردن (به مقدسات) · تباه شدن · تباه کردن · تقدیس نشده · حاکی از بی حرمتی (به مقدسات) · دشنام گو(به ویژه به مقدسات) · دنیوی · سخت عصبانی شدن · سو استعمال کردن · عامی · غیر مذهبی · فاسد شدن · ناآموخته · ناسوتی · نامقدس · ناوابسته به مذهب · ناوارد به کنه چیزی · ناپاک ساختن · ناگرامشی · ناگرامشی کردن · پست کردن · کفر آمیز
-
زشت گو · کافر · کسیکه بی احترامی بمقدسات میکند · کفر گو
-
بیحرمتی · زشتی · وابستگی بچیزهای جسمانی · پستی · کفرامیزی
-
بی حرمتی · بیحرمتی · دشنام به مقدسات · دشنامگویی · ناسزا · کفر · کفر آمیزی · کفر گویی
-
با بی حرمتی · بزشتی · بطور کفر امیز · کافرانه، ملحدانه
-
(چیز خوبی را) به کار بدی زدن · آدم بد دهن · بلااثر کردن · بی حرمتی کردن · بی حرمتی کردن (به مقدسات) · تباه شدن · تباه کردن · تقدیس نشده · حاکی از بی حرمتی (به مقدسات) · دشنام گو(به ویژه به مقدسات) · دنیوی · سخت عصبانی شدن · سو استعمال کردن · عامی · غیر مذهبی · فاسد شدن · ناآموخته · ناسوتی · نامقدس · ناوابسته به مذهب · ناوارد به کنه چیزی · ناپاک ساختن · ناگرامشی · ناگرامشی کردن · پست کردن · کفر آمیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن