ترجمه "profligate" به فارسی
ولخرج, مسرف, هرزه بهترین ترجمه های "profligate" به فارسی هستند.
profligate
adjective
verb
noun
دستور زبان
Inclined to waste resources or behave extravagantly. [..]
-
ولخرج
adjectiveSomeone who spends money prodigiously and who is extravagant and recklessly wasteful.
-
مسرف
adjective -
هرزه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- عیاش
- افسار گسیخته
- بی بند و بار
- تن پرور
- دست ودلباز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " profligate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "profligate" با ترجمه به فارسی
-
ازروی هرزگی · با ولخرجی · بیعارانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن