ترجمه "progeny" به فارسی
دودمان, فرزند, نسل بهترین ترجمه های "progeny" به فارسی هستند.
progeny
noun
دستور زبان
(uncountable) offspring or descendants. [..]
-
دودمان
nounBut now I know it's... it's my own progeny.
ولی الان می دونم که... دودمان خودم رو میگه
-
فرزند
nounThe tyrant took your progeny, the blonde took our salvation.
ديکتاتور فرزند تو رو اسير کرده ، موطلائيه عامل نجات ما رو برده.
-
نسل
noun
-
ترجمه های کمتر
- سلاله
- نتاج
- اعقاب
- اشكال نتاج
- تخم وترکه
- توله ها
- دودمان بهنژادي
- زاد و رود
- زاده
- زاده جانوري
- زاده گياهي
- فرزند انسان
- نواده ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " progeny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Progeny
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Progeny" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Progeny در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "progeny" با ترجمه به فارسی
-
آزمودن نتاج
-
اشكال نتاج · دودمان · دودمان بهنژادي · زاده · زاده جانوري · زاده گياهي · فرزند انسان · نتاج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن