ترجمه "program" به فارسی
برنامه, برنامه نوشتن, نمایش بهترین ترجمه های "program" به فارسی هستند.
program
verb
noun
دستور زبان
A set of structured activities. [..]
-
برنامه
nounsoftware application [..]
This program has both downloading and uploading capabilities.
این برنامه قابلیت دانلود و آپلود، هر دو را دارد.
-
برنامه نوشتن
verb -
نمایش
nounFor example, at night, television networks may relax their restrictions on program content.
برای مثال، شبها برخی از کانالهای تلویزیونی برنامههای غیراخلاقی به نمایش میگذارند.
-
ترجمه های کمتر
- فهرست
- تنظیم کردن
- پردازشنامه
- تدبیر
- (در اصل) اعلامیه
- (کامپیوتر) برنامه
- برنامه اموزشی
- برنامه تحصیلی
- برنامه تهیه کردن
- برنامه دادن (به)
- برنامه ریزی کردن
- برنامه نوشتن (انگلیس : programme)
- برنامه کامپیوتری
- برنامه ی تلویزیونی (یا سینمایی و غیره)
- برنامه ی نمایش
- در برنامه قراردادن
- دوره تحصیلات
- رئوس مطالب
- روش کار
- نحوه ی انجام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " program " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Program
-
برنامه
nounThis program has both downloading and uploading capabilities.
این برنامه قابلیت دانلود و آپلود، هر دو را دارد.
تصاویر با "program"
عباراتی شبیه به "program" با ترجمه به فارسی
-
برنامهنويسي رايانهاي · برنامهنویسی · برنامههاي رايانهاي · سيستمهاي رايانهاي · نرمافزار رایانهای · نرمافزار کامپیوتری
-
ارتباط جریان داده رجیسترها
-
برنامه پژوهشی
-
برنامه نویسی شئ گرا
-
برنامهنویسی دستوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن