ترجمه "project" به فارسی
پروژه, طرح, پیشافکند بهترین ترجمه های "project" به فارسی هستند.
A planned endeavor, usually with a specific goal and accomplished in several steps or stages. [..]
-
پروژه
nounplanned endeavor [..]
The committee was split over the project.
اعضای کمیته در مورد پروژه دو دیدگاه متفاوت داشتند.
-
طرح
nounAnd he's hand in glove with Speranski, writing some project or other.
از دوستان محرم اسپرانسکی است، با هم نقشه اصلاحات را طرح میکنند.
-
پیشافکند
planned endeavor
-
ترجمه های کمتر
- پیشبینی کردن
- برنامه
- شما
- رساندن
- متعهد
- امرمهم
- فرآخته
- تکلیف
- وظیفه
- (اندیشه و احساس) بیان کردن
- (اندیشه و تخیل و غیره) پیش پراندن
- (با پروژکتور و غیره) نشان دادن
- (به جلو) افکندن
- (روان شناسی) برون افکن کردن
- (صدا) رسا کردن
- (نقشه ی جغرافیایی) افکنش کردن
- (هندسه) تصویر کردن
- آپارتمان های ارزان قیمت
- اصرار کردن
- افکنش کردن 3
- برنامه ریزی کردن
- بلند کردن
- بیرون زدن
- بیرون زده کردن 0
- تصور کردن
- جلو آمدن
- رجوع شود به extrapolate 2
- روی پرده انداختن 1
- رویایی بودن
- طرح خانه سازی (معمولا توسط دولت) (housing project هم می گویند)
- طرح ریزی کردن
- علاقه داشتن به
- فرا افکن کردن
- فرا افکندن
- متصور ساختن
- متوجه کردن
- مجسم ساختن
- مجسم کردن
- معطوف کردن
- نقش افکن کردن
- پرتاب کردن
- پیش افکن کردن
- پیش افکند
- پیش افکند کردن
- پیش بینی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " project " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A holding place for a group of linked documents or Works tasks / templates related to a single user activity.
-
پروژه
nounA holding place for a group of linked documents or Works tasks / templates related to a single user activity.
I know someone who may be interested in your project.
کسی را می شناسم که ممکنه به پروژه شما علاقمند باشه.
-
برنامه هدفمند
تصاویر با "project"
عباراتی شبیه به "project" با ترجمه به فارسی
-
طرح تفصیلی
-
راه اندازی پروژه
-
مدیریت پروژه مشارکتی
-
طرح تولیدی
-
تکوین برنامه ی پروژه
-
نرمافزار مدیریت پروژه
-
طرح پژوهشی
-
(نقشه های جغرافیایی) هم جور نمایی · نقشه ی هم جورنما