ترجمه "pronouncer" به فارسی

اعلام کننده ترجمه "pronouncer" به فارسی است.

pronouncer noun دستور زبان

Agent noun of pronounce; one who pronounces. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعلام کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pronouncer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pronouncer" با ترجمه به فارسی

  • این کلمه را چطور تلفظ میکنید؟
  • (با: on - با قاطعیت) نظر دادن · (تلفظ را با نشانه های آواشناسی مشخص کردن) آوانشان کردن · (رسما) گفتن · (فتوا یا حکم و غیره) صادر کردن · آوا کردن · اظهار نظر کردن · اعلام کردن · برچسب زدن · تلفظ کردن · داوری کردن · شناختن · صریحا گفتن · فرا گفتن · مژده دادن
  • اظهار شده · اعلام شده · غیر قابل اشتباه · قابل توجه · مسلم · مشخص · معلوم · نشاندار · چشمگیر · گفته
  • قابل تلفظ به خودی خود (و بدون حروف آوایی)
  • ابراز کردنی · ادا کردنی · تلفظ کردنی · قابل تلفظ
  • تلفظ دار
  • اظهار · اظهار نظر · اظهار نظر قضایی · اعلام · اعلامیه · بیانیه · حکم · داوری · دستور · صدور رای · گفته
  • اظهار شده · اعلام شده · غیر قابل اشتباه · قابل توجه · مسلم · مشخص · معلوم · نشاندار · چشمگیر · گفته
اضافه کردن

ترجمه های "pronouncer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه