ترجمه "prop" به فارسی

تکیهگاه, پایه, پادیر بهترین ترجمه های "prop" به فارسی هستند.

prop verb noun دستور زبان

A proposition, especially on an election-day ballot. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکیهگاه

    noun

    object placed against or under another, to support it

    He felt that he was lost. The frail prop on which he had counted had failed him.

    حسمیکرد که دیگر از دست رفته است. تکیهگاه ضعیفی که امیدش بدان بسته بود فروریخته بود.

  • پایه

    noun adjective

    object placed against or under another, to support it

    You give me a drawing, you give me a prop to replicate,

    به من یک طرح بدید، یک پایه بدید که کپی سازی کنم

  • پادیر

    object placed against or under another, to support it

  • ترجمه های کمتر

    • پشتاره
    • پشتوان
    • نگهدار
    • شمع
    • حائل
    • دیرک
    • پروانه
    • یاور
    • کمک
    • (برای نگهداری دیوار و غیره) شمع
    • (مجازی) عصای دست
    • (مخفف : propeller) پروانه ی هواپیما
    • (مخفف : property) وسایل صحنه (در تئاتر)
    • (معمولا با: against) تکیه دادن به
    • (معمولا با: up) نگهداشتن (درجا)
    • دارای تکیه کردن
    • عصای پیری
    • ملخ هواپیما
    • پشت بند
    • پشتاره کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prop
+ اضافه کردن

"Prop" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prop در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "prop"

عباراتی شبیه به "prop" با ترجمه به فارسی

  • حمایت کردن، پشتیبانی کردن
  • (ریشه ای که از بالای تنه ی گیاه شاخه وار به زمین فرو می رود) ریشه ی هوایی · ریشه ی پشتوان
  • اثاثیه صحنه نمایش
  • اثاثیه صحنه نمایش
اضافه کردن

ترجمه های "prop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه