ترجمه "prophetical" به فارسی
نبوی, خبردهنده, پیغمبری بهترین ترجمه های "prophetical" به فارسی هستند.
prophetical
adjective
دستور زبان
prophetic [..]
-
نبوی
Let your voice help fulfill Moroni’s prophetic words to speak good of the Prophet.
بگذارید صدای شما به کلمات نبوی مورونای کمک کند که در مورد پیامبر خوب گفته شود.
-
خبردهنده
-
پیغمبری
Would you pass in his eyes for a prophet
میل داری که در نظر شاه چون پیغمبری غیبگوی جلوه کنی
-
متضمن پیشگویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prophetical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prophetical" با ترجمه به فارسی
-
(انجیل - دوازده کتاب نسبتا کوتاه انجیل از هوشع تا ملاکی که بیشتر حاوی پیشگویی می باشند) کتب فرعی پیامبران · نویسندگان این کتاب ها
-
ازروی نبوت
-
کتب انبیاء بنی اسرائیل
-
(مرام یا حزب یا جنبش) سخنگو · رسول · غیب گو · فرستاده · فرستاده ی خداوند · نبی · وخشور · پیامبر · پیشگام · پیشگو · پیغامبر · پیغمبر
-
(انجیل) کتب عمده ی آینده نگری : کتاب حزقیال · ارمیا · اشعیا · این پیامبران : حزقیال · و کتاب اشعیا · کتاب ارمیا
-
پیامبر
-
آینده نگرانه (prophetical هم می گویند) · نبوی · وابسته به پیامبر · وابسته به پیشگویی · پیامبرانه · پیشگویانه
-
(مرام یا حزب یا جنبش) سخنگو · رسول · غیب گو · فرستاده · فرستاده ی خداوند · نبی · وخشور · پیامبر · پیشگام · پیشگو · پیغامبر · پیغمبر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن