ترجمه "propinquity" به فارسی
خویشاوندی, خویشی, قرابت بهترین ترجمه های "propinquity" به فارسی هستند.
propinquity
noun
دستور زبان
Nearness or proximity. [..]
-
خویشاوندی
-
خویشی
-
قرابت
-
ترجمه های کمتر
- نزديكی
- (زمان یا مکان) نزدیکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " propinquity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن