ترجمه "propriety" به فارسی

ادب, نزاکت, مناسب بهترین ترجمه های "propriety" به فارسی هستند.

propriety noun دستور زبان

The particular character or essence of someone or something; individuality. [14th-19th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ادب

    noun

    No, all he wants is falsehood and propriety,'

    اما نه. تنها چیزی که برای او مهم است، ظاهرسازی و رعایت آداب است.

  • نزاکت

    the prison might not be as clean as the propriety of such a gentleman as his master required.

    این خطر در پیش است که قفس چنانکه درخور نزاکت و نجابت پهلوانی چون او است پاک و تمیز نماند.

  • مناسب

    This is the end of all the privacy and propriety which was talked about at first.

    تمام آن حرفهایی که درباره خصوصی بودن نمایش و مناسب بودن آن میزدیم حالا دیگر فاتحهاش خوانده شده.

  • ترجمه های کمتر

    • شایستگی
    • برازندگی
    • وضع
    • سزاواری
    • پسندیدگی
    • ویژگی
    • (قدیمی) خصوصیت
    • (مهجور) ملک خصوصی
    • بجا بودن
    • مناسب بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " propriety " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Propriety
+ اضافه کردن

"Propriety" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Propriety در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "propriety" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "propriety" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه