ترجمه "prospect" به فارسی
چشم انداز, منظره, امید بهترین ترجمه های "prospect" به فارسی هستند.
prospect
verb
noun
دستور زبان
The potential things that may come to pass, often favorable. [..]
-
چشم انداز
nounThe local inhabitants did not look pleased at the prospect.
ساکنان محل از این چشم انداز خشنود به نظر نمیرسیدند.
-
منظره
nounOur fathers are both rather keen on the prospect.
پدران ما هر جفتشون مشتاق اين منظره ي ديدني هستن
-
امید
nounI cannot give up my only prospect of happiness, papa
پا پا، نمیتوانم از تنها امید خوشبختیم دست بکشم.
-
ترجمه های کمتر
- آینده
- انتظار
- احتمالی
- نوید
- احتمال
- دورنما
- نظر
- اکتشاف
- دید
- نامزد
- کانجویی
- چشمداشت
- آتیه
- امیدواری
- منظر
- دیدگاه
- تماشاگاه
- پالش
- پالیدن
- کاندید
- داوطلب
- نما
- (برای یافتن معدن) تجسس کردن
- (جمع) شانس موفقیت
- (کان شناسی) معدن یابی
- اقدام احتمالی (و غیره)
- بازده معدن
- بررسی (فکری)
- دنبال (طلا یا نفت و غیره) گشتن
- مشتری احتمالی
- مشتری بالقوه
- معدن جویی
- نامزد احتمالی
- پیش بینی
- چشم براهی
- کانجویی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prospect " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Prospect
-
خریدار باقوه
-
خریدار بالقوه
'What do I have to know about your business to recommend you to a prospective customer or client? '
من درباره شما چه مطالبی را باید بدانم که فعالیت شما را به چند خریدار بالقوه توصیه کنم؟
-
مشتریان احتمالی
عباراتی شبیه به "prospect" با ترجمه به فارسی
-
آتی · آینده · آینده نگر · شدنی · عطف به آینده (در برابر: عطف به گذشته یا ماسبق retrospective) · متوجه آینده · محتمل · ممكن · مورد انتظار · وابسته به آینده
-
با عطف به اینده · با چشم داشت به اینده · چنانکه مربوط به بعداز این شود
-
هدنيآ هب طوبرم تخادرپ
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
امیدواری · وابستگی به اینده · پیش بینی · چشم داشت به اینده
-
دورنمای شغلی
-
روش کوهورت آینده نگر
-
اکتشاف آب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن