ترجمه "prostate" به فارسی
پروستات, غده پروستات, وابسته به پروستات بهترین ترجمه های "prostate" به فارسی هستند.
prostate
adjective
noun
دستور زبان
The prostate gland. [..]
-
پروستات
nounprostate gland [..]
And your geiger counter is lighting up because I have prostate cancer!
و شمارشگر گایگر شما تحریک میشه چونکه من سرطان پروستات دارم.
-
غده پروستات
adjective noun -
وابسته به پروستات
-
ترجمه های کمتر
- پیش - ایستانه
- پیش ایستانه ای (prostatic هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prostate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prostate" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی) ورم پروستات · آماس پیش ایستانه
-
تاتسورپ ناطرس · سرطان پروستات
-
تراشیدن پروستات از راه مجرای ادرار
-
هایپرپلازی خوشخیم پروستات
-
(کالبد شناسی) غده ی پروستات · غده پروستات · پیش ایستانه
-
غده پروستات · وابسته به غده وذی
-
(پزشکی) التهاب پروستات · پروستاتیت · پیش ایستانه تبسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن