ترجمه "prosthetic" به فارسی
جانهشتی, (شیمی) پروستتیک, وابسته به اندام مصنوعی یا جانهشته بهترین ترجمه های "prosthetic" به فارسی هستند.
prosthetic
adjective
noun
دستور زبان
artificial, acting as a substitute for part of the body; relating to prosthesis [..]
-
جانهشتی
-
(شیمی) پروستتیک
-
وابسته به اندام مصنوعی یا جانهشته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prosthetic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prosthetic" با ترجمه به فارسی
-
(با فعل مفرد - بخشی از جراحی که با جایگزین سازی اندام مصنوعی سر و کار دارد) جانهشت شناسی · جانهشتگری
-
تعویض مفصل ران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن