ترجمه "protagonist" به فارسی
سردسته, سردمدار, پروتاگونیست بهترین ترجمه های "protagonist" به فارسی هستند.
protagonist
noun
دستور زبان
The main character in a literary work or drama. [..]
-
سردسته
-
سردمدار
-
پروتاگونیست
main character of a creative work
-
ترجمه های کمتر
- هواخواه
- هوادار
- (شعر یا نمایشنامه یا داستان) شخصیت اصلی
- بازیگر عمده
- دچار اضطراب
- قهرمان (در برابر: پاد قهرمان یا دشمن antagonist)
- پیش کسوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " protagonist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن