ترجمه "protean" به فارسی

دمدمی, متلون, ملون بهترین ترجمه های "protean" به فارسی هستند.

protean adjective دستور زبان

Exceedingly variable; readily assuming different shapes or forms. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دمدمی

  • متلون

  • ملون

  • ترجمه های کمتر

    • هردمبیل
    • متغیر
    • (زیست شناسی) پروتیان (که از اثر آب یا آنزیم یا اسید بر پروتئین ها به وجود می آیند)
    • P( -1 بزرگ) وابسته به یا همانند پروتیوس (Proteus)
    • بی ثبات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " protean " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Protean adjective

Of or relating to Proteus [..]

+ اضافه کردن

"Protean" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Protean در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "protean" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه