ترجمه "protective" به فارسی
محافظ, حفاظتی, ایمنی بهترین ترجمه های "protective" به فارسی هستند.
protective
adjective
noun
دستور زبان
Serving, intended or wishing to protect. [..]
-
محافظ
adjectiveI'm here to protect you, but you need to trust me.
من اينجام که از تو محافظ کنم بايد به من اعتماد کني.
-
حفاظتی
You wanted protection which is why you're camped out here.
تو طالب حفاظتی ، برای همینه که اینجا لنگر انداختی
-
ایمنی
nounWhen we partake, we are blessed, protected, and preserved both temporally and spiritually.
وقتی که از آن سهم می بریم، برکت، ایمنی، و محفاظت دنیوی و معنوی دریافت می کنیم.
-
ترجمه های کمتر
- استحفاظی
- حمایتی
- اندخسی
- پاسداشتی
- پایشی
- حفاظی
- (امریکا) کاپوت
- ایمن دار
- ایمن داشتی
- حمایت گرایانه
- وابسته به حمایت از فراورده های داخلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " protective " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "protective" با ترجمه به فارسی
-
ناحيه حفاظتشده · نواحی حفاظتشده
-
صاعقه گیر یا حفاظت از الماسک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن