ترجمه "protector" به فارسی
حامی, مدافع, سرپرست بهترین ترجمه های "protector" به فارسی هستند.
protector
noun
دستور زبان
Someone who protects or guards, by assignment or on his own initiative. [..]
-
حامی
nounStill my unknown protector! I am not forgotten.
معلوم شده که حامی من هنوز مرا ترک نکرده.
-
مدافع
noun -
سرپرست
noun
-
ترجمه های کمتر
- مستحفظ
- محافظ
- حافظ
- پشتیبان
- ولی
- پاسداشتگر
- پایشگر
- قیم
- حفاظ
- نگهدار
- ایمن دار
- پناه P( -3 بزرگ) حکومت الیور کرامول و پسرش ریچارد کرامول (Cromwell)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " protector " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Protector
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Protector" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Protector در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "protector" با ترجمه به فارسی
-
ضامن چک
-
(کشور) تحت الحمایه P( -2 بزرگ) حکومت الیور کرامول و پسرش ریچارد کرامول (Cromwell) · تحتالحمایه · سرپرستی · کشور تحتالحمایه
-
محافظت از شنوايي · محافظتکنندههای شنوایی
-
برق گیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن