ترجمه "protocol" به فارسی
پروتکل, تشریفات, پیوندنامه بهترین ترجمه های "protocol" به فارسی هستند.
(now chiefly historical) The minutes, or official record, of a negotiation or transaction; especially a document drawn up officially which forms the legal basis for subsequent agreements based on it. [from 15th c.] [..]
-
پروتکل
A standard set of formats and procedures that enable computers to exchange information.
He takes hypotheses and designs protocols to determine their accuracy.
نظريه رو انتخاب ميکنه و براش پروتکل هاي طراحي ميکنه تا صحت شون ثابت بشه.
-
تشریفات
I suppose you're programmed for etiquette and protocol.
به نظرم تو برای تشریفات و آداب و رسوم برنامه ریزی شده باشی.
-
پیوندنامه
-
ترجمه های کمتر
- (به صورت توافق نامه) اعلام کردن
- (کامپیوتر) داده سامان
- آیین گان
- تفاهم نامه
- توافق نامه
- رسم داری
- متمم معاهده
- مقاوله نامه
- پشت بند پیمان
- پیش نویس معاهده یا قرارداد
- پیش نویس کردن (قرارداد و معاهده و غیره)
- پیوند نامه
- پیوندنامه نوشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " protocol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Protocol (film)
"Protocol" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Protocol در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "protocol" با ترجمه به فارسی
-
پروتکل مسیریابی بردار فاصله
-
آیین نامه ها
-
پروتکل صفحه نمایش از راه دور
-
قرارداد کنترل انتقال · پروتکل کنترل مخابره
-
پروتکل دستیابی دایرکتوری Lightweight
-
پروتکل Rendezvous
-
پروتکل انتقال ابرمتن · پروتکل انتقال فوق متن
-
HMAC