ترجمه "protonymph" به فارسی
پروتونمف, (حشره شناسی) تخمکچه بهترین ترجمه های "protonymph" به فارسی هستند.
protonymph
noun
دستور زبان
The instar between larva and deutonymph.
-
پروتونمف
-
(حشره شناسی) تخمکچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " protonymph " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن