ترجمه "prototype" به فارسی
نمونه اوليه, نمونه, مدل بهترین ترجمه های "prototype" به فارسی هستند.
An original object or form which is a basis for other objects, forms, or for its models and generalizations [..]
-
نمونه اوليه
And we're at prototype stage, but this is how we hope it will play out.
و ما در مرحله نمونه اوليه قرار داريم، اما اين نحوهاى است كه انتظار داريم كار كند.
-
نمونه
nounAnd we're at prototype stage, but this is how we hope it will play out.
و ما در مرحله نمونه اوليه قرار داريم، اما اين نحوهاى است كه انتظار داريم كار كند.
-
مدل
And they were doing that through building prototypes.
و با ساخت مدل های ساختمانی، راجع به اونا هم تحقیق می کرد.
-
ترجمه های کمتر
- پیشمونه
- پیشنمونه
- الگویی
- مختصر
- اصل ماده
- الگوی نخستین
- شکل اولیه
- نمونه اصلی
- نمونه اعلا
- نمونه ای
- نمونه ی اصلی
- نمونه ی اول
- نمونه ی کامل
- پیش نمونه
- پیش گونه
- پیشمونه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prototype " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
نمونه اولیه
I started to build a prototype like that.
شروع کرد به ساختن یک نمونه اولیه مثل این.
تصاویر با "prototype"
عباراتی شبیه به "prototype" با ترجمه به فارسی
-
پیشنمونهی نرمافزار
-
برنامهنویسی بر پایه پیشنمونه
-
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
-
پروتوتیپها · پیشمونهها
-
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
-
نمونهسازی سریع