ترجمه "proud" به فارسی

مغرور, فنوده, سربلند بهترین ترجمه های "proud" به فارسی هستند.

proud adjective دستور زبان

Having a too high opinion of oneself; arrogant, supercilious. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مغرور

    adjective

    having a too high opinion of oneself; arrogant, supercilious

    He had soot black eyes, an aquiline nose and a proud chin.

    چشمانی به رنگ خاکستری تیره، بینی عقابی و چانهای بالا گرفته و مغرور داشت.

  • فنوده

    having a too high opinion of oneself; arrogant, supercilious

  • سربلند

    They will give you grandchildren and make the Singhal family proud, sir.

    اونا برات نوه ميارن و خانواده سينگال رو سربلند مي کنند.

  • ترجمه های کمتر

    • متکبر
    • مفتخر
    • سرفراز
    • پرشور
    • شکوهمند
    • شجاع
    • خودپسند
    • غد
    • گرانسر
    • سرزنده
    • (مهجور) دلیر
    • افتخار آفرین
    • سرفراز کننده
    • غرور آفرین
    • پر افتخار
    • پر جلال
    • گردن فراز
    • گند دماغ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proud " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "proud" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی) گوشت زیادی دور زخم التیام یافته
  • (کسی که به خانه و مبل مجلل خود می نازد) خانه سرفراز · دلخوش به خانه · وسواسی در خانه داری
  • تازه به دوران رسیده · مغرور به پول خود · نوکیسه
اضافه کردن

ترجمه های "proud" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه