ترجمه "prudent" به فارسی
محتاط, عاقل, محتاطانه بهترین ترجمه های "prudent" به فارسی هستند.
Sagacious in adapting means to ends; circumspect in action, or in determining any line of conduct; careful, discreet, sensible; -- opposed to rash; directed by prudence or wise forethought; evincing prudence; [..]
-
محتاط
Let us be neither prudes nor prudent men nor prudhommes.
از این پس نه سالوس باشیم، نه محتاط، نه درستکار.
-
عاقل
adjectiveMeg, dear, be prudent, watch over your sisters
مگ عزیزم، با احتیاط و عاقل باش و از خواهرانت مواظبت کن.
-
محتاطانه
I thought it prudent to act immediately to ensureyour safety.
فکر کردم اقدام فوری برای اطمینان از امنیت تون ، محتاطانه ـست
-
ترجمه های کمتر
- سنجیده
- صلاح
- دوراندیش
- خردمند
- حسابگر
- مصلحت
- سنجشگر
- هوشکار
- (عمل) دست به عصا
- حساب شده
- صرفه جو
- مصلحت آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prudent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Prudent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prudent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.