ترجمه "pubescent" به فارسی

بالغ, برنا, کرکدار بهترین ترجمه های "pubescent" به فارسی هستند.

pubescent adjective noun دستور زبان

arriving or arrived at puberty [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالغ

    adjective noun

    Pubescent boy with raging hormones.

    .. يک پسر بالغ با هورمون هاي بسيار

  • برنا

    adjective
  • کرکدار

  • ترجمه های کمتر

    • رسیده (به سن بلوغ)
    • پوشیده از کرک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pubescent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pubescent" با ترجمه به فارسی

  • (سطح برخی گیاهان و حشرات) کرک · برنایی · بلوغ · رسیدگی · سن بلوغ · پرز · کرکداری
اضافه کردن

ترجمه های "pubescent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه