ترجمه "puke" به فارسی

استفراغ, استفراغ کردن, وامیدن بهترین ترجمه های "puke" به فارسی هستند.

puke adjective verb noun دستور زبان

(uncountable) vomit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استفراغ

    It always made you feel like puking yourself.

    همیشه استفراغ دیگران، به او حالت تهوع میداد.

  • استفراغ کردن

    verb

    So you puked on my shoes, right?

    خوب تو روي کفش هام استفراغ کردي ، درسته ؟

  • وامیدن

  • ترجمه های کمتر

    • برگرداندن
    • ریختن
    • (عامیانه) قی کردن
    • بالا آوردن
    • بلند کردن
    • خرده نان
    • قی کردن
    • مریض شدن
    • کوزه گلی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " puke " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Puke
+ اضافه کردن

"Puke" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Puke در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "puke" با ترجمه به فارسی

  • برگشت · برگشت خون
  • برگشت · برگشت خون
  • برگشت · برگشت خون
اضافه کردن

ترجمه های "puke" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه