ترجمه "pulled" به فارسی
افتاده, تحلیل رفته, خشک کرده بهترین ترجمه های "pulled" به فارسی هستند.
pulled
verb
Simple past tense and past participle of pull. [..]
-
افتاده
After pulling the biggest bank heist of his life, the cops were hot on Ricky's trail.
بعد از بزرگترين دزديش در يه بانک ، پليس ها دنبالش افتادند.
-
تحلیل رفته
-
خشک کرده
-
ترجمه های کمتر
- شکسته شده
- کنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pulled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pulled" با ترجمه به فارسی
-
(الکترونیک) فشاری - کششی · کش واکشی
-
(با پاروزدن) به حرکت در آوردن · (با: away یا ahead یا out و غیره) راندن 3 · (به سیگار و غیره) پک زدن · (به طرف خود) زور دادن · (عامیانه) انجام دادن · (عامیانه) گیرایی · (عضله) ضرب دیدن · (قایقرانی) پارو را به طرف خود کشیدن · (محلی) دل و روده ی مرغ یا پرنده را در آوردن · (مرغ را) پاک کردن · (یک جرعه) نوشیدن · keshidan · به انجام رساندن · جاذبه · جذب کردن · جرعه · جلب کردن · جلوگیری کردن · خودداری کردن · در آوردن · دریدن · سربراه بودن · شکافتن · ضرب دیده کردن · قلپ 1 · مرتکب شدن · مطیع بودن · مقصر بودن · هر چیز کشیدنی : دسته ی کشو · پاره کردن · پارو زدن · پک 0 · چاک زدن · چرخش · چموش نبودن 2 · کار سخت و مداوم 5 · کشانش 4 · کشش · کشنه 6 · کشیدن · کندن
-
عقب نشاندن · عقب نشینی کردن
-
باخاک یکسان کردن · تراز کردن · خراب کردن
-
بردن
-
شما نمی توانید من را فریب دهید
-
دور کردن از · کاستن
-
ترک کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن