ترجمه "pulp" به فارسی
خمیر کاغذ, مغز ساقه, مغز بهترین ترجمه های "pulp" به فارسی هستند.
pulp
adjective
verb
noun
دستور زبان
A soft, moist, shapeless mass or matter. [..]
-
خمیر کاغذ
-
مغز ساقه
-
مغز
nounWinfield broke a tule and twisted it free, and he put the white pulp in his mouth and chewed it.
وین فیلد نیای شکست لبهاش را کند و مغز سفید آن را جوید
-
ترجمه های کمتر
- گوشت
- پالپ
- مبتذل
- (خاکه ی سنگ معدن که با آب آمیخته شده است) گل خاکه
- (ساقه ی گیاه) مغز
- (میوه) گوشت
- (پزشکی) نرمه
- خمير كاغذ ليفي
- خمير کاغذ چوب
- خمیر (به ویژه خمیر کاغذ سازی)
- خمیر سلولزی
- خمیر کردن یا شدن
- له کردن یا شدن
- مجله ی مبتذل (و معمولا چاپ شده روی کاغذ کاهی)
- مغز دندان
- مغز ساقه را در آوردن
- گوشت میوه را جدا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pulp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pulp
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pulp" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pulp در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pulp"
عباراتی شبیه به "pulp" با ترجمه به فارسی
-
خميرسازي قليايي
-
خمير كاغذ ليفي · خمير کاغذ چوب · خمیر کاغذ
-
صنعت خمير كاغذ · صنعت خمیر و کاغذ · صنعت سلولوز · صنعت كاغذ · صنعت کاغذ و خمیرکاغذ
-
خمیر نیمهشیمیایی
-
خمیر حلشونده
-
مجله زرد
-
داستان عامهپسند
-
خمير سولفاتي · خمير سولفيتي · خمير قليايي · خمیر شیمیایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن