ترجمه "pulpiteer" به فارسی
منبری, واعظ, بالای منبر رفتن بهترین ترجمه های "pulpiteer" به فارسی هستند.
pulpiteer
noun
دستور زبان
One who speaks in a pulpit; a preacher.
-
منبری
-
واعظ
I look from Mr. Chillip, in his Sunday neckcloth, to the pulpit;
نگاهم از قیافة دکتر چیلیپ که یقة سفید و تمیز مخصوص روز یکشنبه را زده است، به سکوی واعظ معطوف میشود.
-
بالای منبر رفتن
-
وعظ کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pulpiteer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pulpiteer" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) گل شیپوری امریکایی (Arisaema triphyllum از خانواده ی arum) · گل شیپوری
-
مسند زورگویی · مقام و قدرت که برای پیشبرد هدف های فردی مورد سو استفاده قرار گیرد
-
(کارخانه ی پولادسازی) اتاق کنترل · اهل منبر · جعبه صابون · روحانیون · شغل واعظ بودن · منبر · منقار · میز خطابه ی کشیش · واعظین · وعظ · کرسی خطابه · کشیش گری · کشیشان
-
(کارخانه ی پولادسازی) اتاق کنترل · اهل منبر · جعبه صابون · روحانیون · شغل واعظ بودن · منبر · منقار · میز خطابه ی کشیش · واعظین · وعظ · کرسی خطابه · کشیش گری · کشیشان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن